عشق ممنوعه

متن مرتبط با «رازی» در سایت عشق ممنوعه نوشته شده است

رمان رازی که جگر میسوزاند

  • نیلوبلاگ

    خلاصه ای از داستان رمان: گاهی قسم می خوری به خاطر مردمت از جون مایه بزاری و گاهی توسط همین مردم قضاوت می شی ،قضاوتی که درد داره و کمر خم می کنه از مردانی که داغ های زیادی تو سینه دارن به خاطر همین قسم ،قسمی که زندگی رو زیر و رو خواهد کردوبی رحمانه به اخرین داشته هات چنگ خواهد زداین قصه، قصه دو مرده که زندگیشون گره خورده به گروهی کهخلاف هاشون رگ غیرت مردان شهر و شادابی جوونه های سرزمین رو هدف گرفته …..دومرد با دودیدگاه متفاوت که گاهی مجبورن برایحفظ قسمشون از اخرین روزنه های امید دیگری بگذرن وپا ...

    ادامه مطلب
  • قدش به عشق نمیرسید.غرورم رازیرپاهایش گذاشتم، بازهم نرسید

  • نیلوبلاگ

    آخه لعنتی چراااااااآخه چرااااااا.نمیدونم مغروری یاواست مهم نیستم یابه قول خودت وقت نمیکنی بهم اس بدی ولی توکه نمیدونی چقده دلم برات تنگ شده نمیدونی چقدرچشم انتظارتم تواین شلوغی دلم خیلی تنهاس خیلیییی ،خیلی هواتوکردم عااااااشقتمxa0...

    ادامه مطلب